رمان دانلود | بروز ترین مرجع دانلود رمان

دانلود رمان آخرین برف زمستان (موبایل و PDF)

14529707084

نوشته:ابریشم وعشق…دخترشمالی

درخواستی کابران
خلاصه :


پایان یک زندگی مشترک شروع این داستانه و آیلین زنی که جسورانه بدون اینکه حتی ذره ای حمایت خونواده واطرافیانش روداشته باشه دست به این کار می زنه واز محمد مردی که همیشه براش مث یه کاغذ سفید، نانوشته وغیر قابل درک بوده جدا می شه.تا به دنبال دست پیدا کردن به خواسته ها وآرزو های بزرگ زندگیش بره.اون با پیش زمینه ی ذهنی بدی که از ازدواجش داشته نقطه ی پایان وطلاق رو خیلی آسون تو جریان زندگیش می پذیره.درست به آسونی چیزی که الآن ما تو جامعه مون می بینیم.اما…پایان خوش

دانلود رمان چادرت را می بویم (موبایل و PDF)

14529707084

نوشته: moon shin

درخواستی کاربران

نویسنده رمان های:  آبرویم راپس بده…رمان غرب وحشی ارام..رمان قتل سپندیار..رمان گادفادر..رمان پیله ات رابگشا

خلاصه:

سجاد یه پسر ساده ومعتقده …یه پسر معمولی که تو گشت ارشاده ..واز نظر خودش هدف والایی داره … نجات زمین از فساد ..
ماجرا از جایی شروع میشه که با رضوانه فراهانی اشنا میشه ..
رضوانه ای که با تمام زن های خیابونی ودخترهای انچنانی فرق داره .
رضوانه نه تنها هفت قلم ارایش نداره ..نه تنها مانتوی کوتاه وساپورت به تن نداره ..بلکه محجبه است وچادری ..
سجاد ورضوانه هردو مسلمانن …هردو ادمهای خوبی هستن ولی دیدگاهشون زمین تا اسمون متفاوته …یکی بیش از حد مقید وبسته است ودیگری بیش از حد روشن فکر …
رضوانه وسجاد ما داستان زیبایی دارن ..پایان خوش

دانلود رمان اگه بدونی (موبایل و PDF)

14529707084

نوشته: niloo j0on

درخواستی کاربران

خلاصه :

درباره ی یه دختر که از یه خانواده متوسطه … دختری که بخاطر زندگی پدرش زندگی خودشو تباه میکنه!!…. پدر سوگند قصه ما که یه راننده تاکسی سادست به جرم قتل محکوم به اعدام میشه در این بین پسر مقتول شرطی میذاره که این خانواده به کلی متعجب میشن!! ….پایان خوش

 

قسمتی از داستان:

اورم نميشه!! چرا اينجوري شد؟؟ چرا يدفعه همه چي بهم ريخت؟؟؟ چرا انقدر زود همه چي خراب شد؟؟
باور کردن اين که الان پدرم محکوم به اعدامه برام خيلي سخته!!….. اونم به جرم قتل!! پدر من ازارش به يه مورچه هم نميرسيد چه برسه به يه ادم!! ….

هنوزم نميدونم رابطه ي پدر من که يه راننده تاکسي ساده بود با شاهين جهانبخش ، يه ادمه تيلياردر چي ميتونست باشه؟؟ …….
توي تمام اين مدت منو مادرم به هر دري زديم که سر و ته اين قضيه رو بفهميم ، نتيجه اي نگرفتيم…….
ديگه واقعا نميدونستم بايد چي کار کنم!؟
من مادرم تنها و بيکس توي اين شهر بزرگ……. انقدر بيکس بوديم که حتي يه فاميلم براي اينجور وقتا نداشتيم …..

با اين که کوه درد بودم ولي براي دلگرمي مامانمم که شده بود خودمو کنترل ميکردم ….. بغضي که تمام روز توي گلوم جمع ميشه ..

.شبا توي تختخوابم ميشکنه و راه تنفسمو باز ميکنه …… ديگه هيچ راهي نمونده که نرفته باشيم جز يه راه …….

دانلود رمان تنها نیستیم (موبایل و PDF)

14529707084

نویسنده : مهسا زهیری

درخواستی کاربران

 

خلاصه :

آتوسا با شنیدن خبر فوت پدرش بعد از هفت سال دوری به خانه بر می گردد. خانه ای که برایش یادآور همسری خیانتکار است که سالها پیش خواهر جوانش آنا را به او ترجیح داده است. رویارویی دوباره ی او با اعضای خانواده اش سرآغاز جریاناتی است که سرنوشتش را دچار تغییر می کند…

 

دانلود رمان شاه شطرنج (موبایل و PDF)

14529707084

نوشته : P*E*G*A*H

درخواستی کاربران

خلاصه داستان :

گیرم که باخته ام !!!
اما کسی جرات ندارد به من دست بزند یا از صفحه بازی بیرونم بیندازد .
شوخی که نیست , من شاه شطرنجم !!!
تخریب می کنم آنچه را که نمی توانم باب میلم بسازم .
آرزو طلب نمیکنم، آرزو میسازم .
لزومی ندارد من همانی باشم که تو فکر میکنی ،
من همانی ام که حتی فکرش را هم نمی توانی بکنی .
زانو نمی زنم، حتی اگر سقف آسمان ، کوتاهتر از قد من باشد !
زانو نمی زنم، حتی اگر تمام مردم دنیا روی زانوهایشان راه بروند !
” مـــن زانــــو نمــی زنــــم. . . “….

 

قسمتی از رمان :

به صفحه شطرنج مقابلم خیره می شوم….سیاه اینور…سفید آنور…انگشتم را روی سر وزیر می گذارم و لمسش می کنم…

-شطرنج یه بازیه دو نفره ست که هر بازیکن یه گروه مهره به رنگ سفید یا سیاه داره…

سربازها را می چینم…

-در ابتدا که مهره ها چیده شدن…بازیکن سفید حرکت اول را انجام می ده و بعد بازیکن سیاه…و به این ترتیب بازی رو ادامه می دن…

رخ ها را در ستون a و h قرار می دهم…

-هر گروه ۱۶ تا مهره داره…۸ تا سرباز،۲ تا رخ،۲ تا اسب،۲ تا فیل،یه وزیر و…یک شاه…!

وزیر را هم سرجایش گذاشتم…

-به مهره های سرباز،اسب و فیل مهره های سبک یا کم ارزش و به مهره های شاه، وزیر و رخ مهره های سنگین یا با ارزش می گن…

شاه را برمی دارم و مقابل چشمانم می چرخانم…

-کیش…وقتیه که مهره حریف با قرار گرفتن در راستای شاه تو،اونو تهدید می کنه…

چشمکی به شاه سفید می زنم…

مات…وقتیه که شاه کیش می شه و راه فرار نداره…!

شاه سفید را روی صفحه می گذارم…بادگیرم را روی مانتو می پوشم و کلاهش را روی سرم می کشم….کولی ام را روی دوش می اندازم و از خانه بیرون می روم…

دانلود رمان بخار سرد (موبایل و PDF)

14529707084

نوشته: neghabdare makhfi

درخواستی کاربران

ژانر : عاشقانه – پلیسی – کل کل – اجتماعی و بر اساس زندگی واقعی .

خلاصه ی رمان :

روایتی از زندگی واقعی دو دختر .. دو دوست به نام های غزاله و عاطفه که ناخواسته و یا از روی سادگی وارد اقیانوس میشوند … اقیانوسی از جنس ترس .. از جنس مشکلات و سختی ها ..
عاطفه در پی انتقام جویی میرود و غزاله ای که ناجی خود را همراه با ترس میابد …
دو دوست که از شیطنت چیزی کم ندارند و آیا از این اقیانوس سالم بیرون میایند ؟؟
روایتی عاشقانه همراه با شیطنت ها و کل کل های دخترونه .. پلیسی و گاهی تلخ و شاید شما بتونینتمام حس ها رو در این داستان تجربه کنید … داستانی متفاوت از عشقی متفاوت و جاودانه … پایان خوش

قسمتی از رمان :

با پشت دستم اشکام رو پاک کردم تو یه لحظه بلند شدم و دوییدم .نمیدونستم کجا فقط دوییدم .
نفسم که تنگ شد ایستادم و به پشت سرم نگاه کردم . کسی نبود .
بین درخت ها نشستم .از این تنهایی دلم ریخت… خودم رو عقب کشیدم و به تنه ی درخت تکیه دادم .
پاهام رو تو شکمم جمع کردم . از ترس دست هام میلرزید . سرم رو روی زانوم گذاشتم و بغضم رو خوردم .
فکرم رفت سمت حرف های بهرام … هنوز باورم نمیشد چی شنیدم .
همیشه آرزوی شنیدن این حرف ها رو داشتم . همیشه توهمم این روز بود ولی …
جانم بود گره ی ابروهای مرد …
میدونستم اذیت میشه میدونستم یه روز خسته میشه … اصلا بهرام از کجا پیداش شد .
با حس فرو رفتن تو آغوش کسی چشمام رو باز کردم . از این آغوش نمیترسیدم …

دانلود رمان عشق محال او (موبایل و PDF)

14529707084

نوشته: شقایق دهقانپور

درخواستی کاربران

خلاصه:

آوا دختری است که برای ازدواج نکردن با پسر عموی خود با او و خانواده خود لجبازی میکند و وارد یک بازی میشود که سرنوشت او را رقم میزند و او با….پایان خوش

 

مقدمه:

بگو قبل از تو کی بودم

بگو قبل از تو کی میشم

نیار اسم جدایی رو

قشنگ نیست حتی شوخیشم

قسمتی از داستان:

آخــــــــــی اینم از آخرین امتحان این ترمِ کوفتی!خسته شدم،اونم با این برنامه ریزی کردن دانشگاه!ده روز مونده به امتحان، دانشگاه رو تعطیل میکنن بعدش امتحاناتشون پشت سر همه!آخه یکی نیست بگه کی تو اون ده روز میشینه درس بخونه؟!من که اصلاً نفهمیدم اون ده روز چطوری گذشت!
شروین:خــــــب آوا خانم بلاخره بعد از شیش ترم فکر کنم دیگه اگه خدا بخواد قراره فوق دیپلمتو بگیری!
-:زهرمـــــــار…
شروین و محسن زدن زیر خنده که کاوه گفت:زهرمار چتونه؟نه اینکه شماها خیلی درس خونین!
-:همینو بگو والا،اعتماد به نفس این دونفر رو خلال دندون داشت الان تنه درخت بود!
محسن:اووووو خیلی خب بابا!
-:ساکت بابا!چقدر حرف میزنی؟!

 

دانلود رمان مهر و موم شده با عشق (موبایل و PDF)

14529707084

 

نوشته: کتایون.ح

درخواستی کاربران

پایان این جلد خوشه . اما احتمالا جلد دوم داره چون نویسنده پایان رمان نوشتن ادامه دارد ….

*كليه اسامي و نامها كاملا” تصادفي انتخاب شده اند و شخصيتها وجود خارجي ندارند.

پيشگفتار:

از مدتها قبل در فكر دختري بودم كه علاوه بر امروزي بودنش خصوصيات خاصي داشته باشد مثلا كمي هم سنتي و بتواند گليم خودش را از آب بيرون بكشد.دختري كه نيازهايش تنها در داشتن يك رابطه با جنس مخالف خلاصه نشود.مي توانستم به راحتي در ذهن دختركهاي شانزده- هفده سالة دبيرستاني،مرد روياهاي آينده شان را ببينم كه مثل يك شاهزاده سوار بر اسب روياها به سمتشان مي آمد ولي اينها،آن چيزي نبود كه به دنبالش ميگشتم.
دختري كه ذهنم را سخت درگير كرده بود،جنسي از الماس داشت،سخت،درخشان و زيبا و همينطور دلش مي خواست دنيا او رابشناسد.الماسي تراش خورده كه مي توانست مكمل انگشتري خاص بشود. مسلما بي هدف نبود و در عنفوان جواني اش قرار بود مدت زماني خاص را بين كساني بگذراند كه تا به حال آنها را نديده است.او آرام ارام در خلال روزهايي كه بايد هم خودش را بشناسد و هم اطرافيانش را، به كشف حقايقي درباره خانواده اش مي پردازد و سعي در گشودن معمايي خانوادگي دارد.
قرار بودماجرا درخارج از وطن مادري اش سپري شود.من براي پيدا كردن اين كشور بسيار كنجكاو و دقيق بودم.مسلما نمي خواستم او را به كشورهاي خاورميانه يا اروپايي بفرستم بايد جايي مي بود كه كمي با فرهنگ او هم هماهنگ در مي آمد.تا دست آخر فكر مي كنم انتخاب درستي انجام دادم.

دانلود رمان میشه عاشقم بشی؟ (موبایل و PDF)

14529707084

نوشته: *noghre

خلاصه داستان :

داستان درمورد یه دختر پولدار و دورگه نیست..داستان دختر زیباییه که ترک شده..به جرم دختر بودنش..زحمت میکشه واسه اینکه پاک بمونه..نه مادر داره نه پدر همه رو از دست داده..همه رو توی زلزله از دست داد خودشه و خودش..خدمتکار خونه هاست…از صبح بلند میشه و کا رمیکنه..دختری که سختی میکشه و دلش یه حامی میخواد ..تا اینکه سرو کله یه پسر پیدا میشه ازش دفاع میکنه در برار نیشو کنایه بقیه نمیزاره کسی اذیتش کنه..و دختر داستان ما که اسمش هم رهاست حس میکنه که وابسته شده….ولی یه اتفاق که شاید شوم باشه…شاید یه پل باشه تا راه های بهتری رو واسه زندگی اونا باز کنه…
رها میره سفر و رادین قصه ما که عاشقه نگرانش میشه وقتی رادین میاد تا از رها خبر بگیره با بزرگترین فاجعه زندگیش رو به رو میشه . داستان شیرین .پایان خوش.

دانلود رمان سیگار شکلاتی (APK)

14529707084

این رمان کامل نیست

این رمان به چاپ رسیده و رمان قرار داده شده بخش های منتشر شده رمان هست

درصورتی که به این رمان علاقه مندید ان را بخرید

 

نوشته: هماپور اصفهانی

درخواستی کاربران

خلاصه:

پاکت سیگار … ضربه ای به زیر پاکت … بالا پریدن یک نخ سیگار از جلد زرورقی … آن را با دو انگشت بیرون می کشد،
می گذارد کنج لبش و با آتشی که سرد تر از آتش جهنم زندگیش است روشنش می کند، همزمان پک می زند … عمیق …

Scroll To Top