رمان دانلود | بروز ترین مرجع دانلود رمان

دانلود رمان روژان قربانی یک رسم (موبایل و PDF)

8mgl94qbqnpezgqbxs09

نوشته: آسایا آریایی

درخواستی کاربران

ژانر :عاشقانه

خلاصه :

این قصه حکایت روژان است . روژان بختیاریی که با کشته شدن جوانی ایلی دیگر توسط برادرش رادمان زندگیش متحول می شود .
آقابک که فردی خودخواه و خودرای است روژان را به خون بس می فرستد .
این تصمیم آقابک همه جوانب زندگی روژان را عوض میکند.
و از طرفی حکایت کیاوش است . کیاوش بختیاری که عموزاده اش توسط فردی روژان به قتل رسیده است وحالا بزرگان خاندان برای جلوگیری به ریختن خون های بیشتر پیشنهاد خون بس را قبول میکند .
این تصمیم بزرگان ایل همه جوانب زندگی کیاوش را عوض میکند . … پایان خوش

 

راوی :
شخصیت مرد و زن اصلی داستان
دوستت دارم به تعداد نفسهایی که تا به حال کشیدم.
دوستت دارم به اندازه ی تموم تپش های قلبم.
دوستت دارم به اندازه ی تعداد پلک هایی که زدم
خیلی بیشتر دوستت دارم به اندازه تعداد قدم هایی که برداشتم
بیشتر از حرفایی که تا به حال زدم ..
خیلی بیشتر از لحظه هایی که به یادت بودمو هستم
خیلی بیشتر از تداد دفعاتی که گفتم دوست دارم دوست دارم
بیشتر از عشقی که نسبت به خودم داشتم دوست دارم
بیشتر از آه هایی که تو زندگیم کشیدم دوست دارم
بیشتر از گل های بهشت دوست دارم
بیشتر از ابر های سفید دوست دارم
بیشتر از نور موقع طلوع آفتاب دوست دارم
بیشتر از آدمای روی کره ی زمین دوست دارم
و خیلی بیشتر از همه ی زندگیم که تویی دوست دارم
من تورو بیشتر از خودت دوست دارم..

دانلود رمان آئین من جلد ۱ و ۲ (PDF)

14529707084

نوشته: کاري گروهی از کاربران سایت نودهشتیا

درخواستی کابران

خلاصه جلد اول:

سمانه به عقد آئین همکار و دوست خانوادگیشان درمی آید درحالیکه آئین عاشق دیگری است و به اجبار خانوده اش با او ازدواج کرده. سمانه بخاطر علاقه به شوهرش تصمیم دارد آئین را متوجه حضور خود کند ولی آئین تمام حواسش متوجه آتوسای مرموز است و به سمانه خیانت میکند. با ترک آئین توسط آتوسا او کم کم متوجه حضور سمانه میشود ولی نمی تواند با خودش کنار بیاید. سمانه که کودک سر راهی ای را به فرزندی می پذیرد و کم کم زندگیش رنگ و بوی عشق میگیرد ولی آتوسا بازمیگردد و سمانه با تصمیمی ناگهانی همه کسانی را که دوست دارد ترک میکند.

خلاصه جلد دوم:

۳-۴ سال میگذرد و سمانه بازمیگردد حالا که درسش تمام شده به عنوان رزیدنت به بیمارستان پدرشوهرش برای همکاری بازمیگردد و متوجه میشود قضایا با اون چیزی که فکر میکرده متفاوت است. او ناگزیر است برای سها دخترش شناسنامه بگیرد و مقدمات طلاقش را فراهم کند پس به سراغ آئین می رود اما…

دانلود رمان این گروه خشن (موبایل و PDF)

14529707084

نوشته: نگار ۱۳۷۳

درخواستی کاربران

ژانر: جنائي، پليسي، عاشقانه.

خلاصه:

نادر يزدان پناه، يه جواهر اصيله از جنس شواليه ها…
سرگرد سابق مبارزه با مواد مخدر…
خونسرد و كار بلد…
همه معتقدن از آهن ساخته شده… از فولاد! با چشمايي به رنگ فولاد كه همه از ازش واهمه دارن.
از كسي حساب نميبره… از هيچي نميترسه…
فقط به انتقام فكر ميكنه… انتقام گرفتن از دوستي كه از پشت بهش خنجر زد…
كسي كه دو تا از عزيزترين آشناهاشو كشت…
واسه همين خودشو وارد يه بازي خطرناك كرده…
يه بازي خطرناك بين بانداي قاچاقچي كل كشور…
با خودش قسم خورده اون نامردو گير بياره… حتي اگه به قيمت جونش تموم بشه!

 

سخن نویسنده:

آقا من اومدم با يه رمان پليسي عاشقانه ي توووپ! درباره ي پليسي كه داره دنبال يه قاچاقچي نامرد ميگرده و سر اين راه، از پليس بودن و به جامعه خدمت كردن دست كشيده و كلي آدم كشته و خواهد كشت! از اون طرف دختر يه قاچاقچي ديگه مياد و اينا با هم رو به رو ميشن. يعني تو داستان با هم رو به رو شدن!! ولي خب… بعضي چيزا هست كه ما بهش ميگيم عشق و اين دو تا هم از عشق مصونيت ندارن…

تازه سنت شكني هم كردم، ميخوام داستان از زبون همه ي شخصيتا مطرح بشه. از شخصيت اولش گرفته تا… ميخوام سايتو بتركونم، به شرطي كه شماها هم همراهي كنين!
پشيمون نميشين، كتاب جالبيه…
شخصيت اصلي داستان نادره، همونطور كه در مقدمه ي بالا ذكر گرديد!!
از اون طرف پوراندخت رو داريم.
از اون طرف الميرا رو داريم، خواهر پوراندخت.
حمزه، طاها، عرفان و باربد هم از بقيه ي اعضاي گروهن.
…به اضافه ي كلي شخصيت ديگه كه وارد يا خارج ميشن.

دانلود رمان بیقرار آغوش سرد (موبایل و PDF)

14529707084

نوشته: somayeh11

درخواستی کاربران

خلاصه :

رمان در مورد خلبانی به نام راتینه که بنا به دلایلی از خانواده جدا شده و موقعی که می خواست خبر شهید شدن دوستش رو به خانواده اون بده با دختری آشنا می شه ولی به علت یه سری اتفاقات , یه ماموریت مخفیانه ، از اون دختر دور می شه و وقتی بر می گرده با خبر وحشتناکی روبرو می شه، سالها بعد در حالی که هنوز به دنبال اون دختر می گرده ،اون رو تو وضع خیلی بدی پیدا می کنه و تصمیم می گیره به هر قیمتی شده اونو بیاره به خونه اش و ازش مواظبت کنه چون در این اتفاق خودشو مقصر می دونه، ولی دختره….
در جریان این ماجرای عاشقانه چند ماجرای عاشقانه هم در اطراف راتین اتفاق می افته….پایان خوش

قسمتی از متن :

شاگرد راننده: باخنده گفت: رسیدیم داداش ،نکنه می خوای با ما برگردی تهران.
تازه متوجه اطرافم شدم، از تهران تا رشت اصلاً هیچ چی از راه نفهمیدم. افکارم فقط دور و بر خبر وحشتناکی بود که من حاملش بودم .توی دلم هزار بار مرور کردم که چجوری بگم ، ولی باز به بن بست رسیدم . ساک بدست با گیجی از اتوبوس پیاده شدم ، با وجود سرسبزی اطرافم دلم رنگ خزان داشت . اصلا نمی دونستم کجام و می خوام چیکار کنم . هزار بار خودمو لعنت می کردم که ..

 

دانلود رمان فریاد زیر آب (موبایل و PDF)

14529707084

نوشته: shania*swan
درخواست کاربران
خلاصه :

تو از من “صداقت” خواستي و من “حماقت” کردم، چشم به “حمايت” تو داشتم و تو مرا “شماتت” کردي… و اين شد که هر دو به “فلاکت” افتاديم!
اشتباه من، خشم تو شد، و خشم تو درد من…
درد من زجر تو شد و زجر تو فرياد من!
داستان دختري که براي تکيه گاه بودن ضعيف بود و شکست! و مردي که به اين شکستگي دامن زد. شکستن بي صدايي که فرياد هردو رو به اسمان برد… پایان خوش

مقدمه :

ضيافت هاي عاشق را خوشا بخشش . خوشا ايثار
خوشا پيدا شدن در عشق . براي گم شدن در ياد
چه دريايي ميان ماست . خوشا ديدار ما در خواب
چه اميدي به اين ساحل . خوشا فرياد زير اب
خوشا عشق و خوشا خون جگر خوردن
خوشا مردن . خوشا از عاشقي مردن
در سينه دلم گم شده تهمت به كه بندم؟
غـيــر از تــــو در اين خانه كسـي راه ندارد
(ادهم آرتيماني)

دانلود رمان چادرت را می بویم (موبایل و PDF)

14529707084

نوشته: moon shin

درخواستی کاربران

نویسنده رمان های:  آبرویم راپس بده…رمان غرب وحشی ارام..رمان قتل سپندیار..رمان گادفادر..رمان پیله ات رابگشا

خلاصه:

سجاد یه پسر ساده ومعتقده …یه پسر معمولی که تو گشت ارشاده ..واز نظر خودش هدف والایی داره … نجات زمین از فساد ..
ماجرا از جایی شروع میشه که با رضوانه فراهانی اشنا میشه ..
رضوانه ای که با تمام زن های خیابونی ودخترهای انچنانی فرق داره .
رضوانه نه تنها هفت قلم ارایش نداره ..نه تنها مانتوی کوتاه وساپورت به تن نداره ..بلکه محجبه است وچادری ..
سجاد ورضوانه هردو مسلمانن …هردو ادمهای خوبی هستن ولی دیدگاهشون زمین تا اسمون متفاوته …یکی بیش از حد مقید وبسته است ودیگری بیش از حد روشن فکر …
رضوانه وسجاد ما داستان زیبایی دارن ..پایان خوش

دانلود رمان مجنون اجباری (موبایل و PDF)

14529707084

نوشته:فاطمه زایری

درخواستی کاربران

خلاصه:

یه دختر امااینبار باجنسی مخالف ازجنس بقیه دخترا..یه دخترکه زندگیش بخاطر انتقام بی رحمانه مردی دستخوش تغییرات ویران کننده ای شده وخودش هم تواین فراز ونشیب ها تغییرکرده دیگه اون معصومیت وپاکی وخوبی گذشتشو نداره …الان یه ملکه ست…ملکه عذاب که مردی اعتقاد داره اون ملکه عذاب نیست …ملکه ….
باید دیداین مرد میتونه ملکه بدذات قصه مارو با جادوی عشق دوباره به معصومیت گذشته برگردونه یانه..

دانلود رمان نهال عشق من (موبایل و PDF)

14529707084

نوشته:غزل امیری

درخواستی کاربران

سلام

ببخشید که یه مدت نبودم

درگیر خرخونی بودم Grin

انشالله از امروز با قدرت ادامه میدیم

خلاصه:

داستان درباره ی دختری به اسم نهاله که در گذشته ضربه سخت روحی خورده.اما امروز عاشق شده…عاشق پسری که از نظر نهال بهترینه اما …..

دانلود رمان دختران زمینی پسران آسمانی (PDF)

 

14529707084

نوشته: دختر ایرونی

درخواستی کاربران

خلاصه :

داستان از اونجایی شروع میشه که سه تا دختر برای دانشگاه تهران انتقالی میگیرن … این دخترا توی پارکینگ با چهارتا پسر تصادف می کنن و این دیدار ها طول کشیده و به لج و لجبازی تبدیل میشه ، اما این دختر ها سرکش و لجباز نمی دونن که این دیدار ها تصادفی نیست …

دانلود رمان غم و عشق (موبایل و PDF)

14529707084

نوشته:ستاره صولتی

درخواستی کاربران

خلاصه :

رادا دختری از دیار درد وغم ، فرزندی نا خواسته… دختری که در اوج کودکی طعم تنهایی ودرد رو می چشه وبا پدر بزرگ ونا مادری پدرش زندگی میکنه …
رادا فاقد هر نوع احساس ودوست داشتنه دختری سرد وبی تفاوت دختری با حسرت کودکی … با ازدواج سارا خواهر رادا با پسری به نام بنیامین شایسته ، پای رادا نا خواسته به خانواده ی شایسته باز میشه واونجا طعم محبت و دوست داشته شدن رو می چشه ، با اومدن آوید شایسته پسر از فرنگ برگشته ی خاندان شایسته با همه ی شایعه ها ونقطه های مبهم در زندگیش همه ی معادلات رادا برای اینده اش یک باره از هم میپاشه و ..

قسمتی از رمان:
مامان…مامان ،اون عروسک رو میخوام.
-کدوم عزیزم…
-اونی که پیراهن صورتی تنشه که چشاش سبزه..
-اهان..وای ببین چه عروسک قشنگیه دستت روبده به من بریم تو مغازه.
مادر دست دخترش روگرفت وبا شوخی وخنده به داخل مغازه رفتن ناخوداگاه اهی کشیدم وسرم روپایین انداختم،هیچوقت یه عروسک فانتزی نداشتم توی عالم بچگی دار وندارم گلی بود که مادرجون برام بافته بود،خیلی دوستش داشتم بیشتر از همه ی کسایی که داشتم. توی این هفده سال زندگی فقط اون شاهد اشکام ودردودلام بود اون محرم رازم وتکیه گاهم بود…
باکشیده شدن مانتوم به عقب برگشتم دختری با دست کثیف وموهایی ژولیده ولباس های پاره جلوم ایستاده بود وقران کوچکی دردست داشت ومیگفت:
-خانم توروخدا،یه قران بخر خواهش میکنم…

Scroll To Top